تبليغاتX
ALI RAFIEI
  
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
نويسندگان
 
موضوعات

 
گزارش‌هاي تصويري من در فارس

 
 

  اکتشافات بیمارگونه عکاسی

لطفا اين مطلب را از نگاه يك مخاطب عادي بخوانيد و نه يك عكاس.

مهتاب كرامتي، برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر.

و این عکس را هم ببینید:

با ديدن عكس و خواندن اين توضيح، چه دريافتي از كل مطلب خواهيد داشت؟

در اين راستا من، علي رفيعي، عكاس اين عكس از شماي بيننده چند سوال دارم:

1.آيا شما مهتاب كرامتي، بازيگر سينما و تلويزيون ايران را مي شناسيد؟

2.آيا در اين تصوير شما دو سيمرغ بلورين در دست مهتاب كرامتي مي بينيد؟

3.آيا سيمرغ بلورين دوم و دستهاي سوم و چهارم، به صورت عمدي به اين تصوير اضافه شده است تا احيانا ارزش اين بازيگر و جايزه اش بيشتر شود؟

4.آيا عكاس در اضافه كردن سيمرغ و دو دست ديگر به اين بازيگر به سود و منفعتي شخصي و حرفه اي دست خواهد يافت؟

5.آيا شما تا كنون مهتاب كرامتي (يا هر انسان سالم ديگري) را با چهار عدد دست ديده ايد؟

6.اولين چيزي كه با ديدن اين عكس در ذهن هر بيننده عاقل و بالغ شكل ميگيرد، اين است كه عكاس به صورت عمدي سيمرغ (و دو دست) ديگري از جانب خود به مهتاب كرامتي اهدا كرده است، يا اينكه اين ايرادي سهوي و غيرعمد است كه در هنگام اديت عكس (توسط عكاس يا اديتور) اتفاق افتاده است؟

7.اگر شما يك عكاس حرفه اي و پايبند به اصول كاري و اخلاق حرفه اي باشيد( و يا ادعاي آن را داشته باشيد) و روزي چنين ايرادي را در كار يكي از همكارانتان بيابيد، چه ميكنيد؟ اين ماجرا را به عنوان يكي از اكتشافات بزرگ علمي و فرهنگي و يكي از مهمترين فتح الفتوحات خود در بوق و كرنا مي كنيد كه آهاي  مردم‌! ببينيد چه كشف بزرگي كرده ام!؟ اين عكس با فوتوشاپ دستكاري شده است (!!!) يا اينكه با آن همكار خود (يا رسانه اش) تماس مي گيريد و گوشزد ميكنيد كه آقاي دوست! همكار! رفيق! رقيب! آماتور! دشمن! دستت خط خورده است، درستش كن؟

8.فكر ميكنيد اگر مورد اول از شما سر بزند، همكاران، هم صنفان، دوستان و مردم عادي درباره شما چگونه فكر مي كنند؟ آيا شما با اين كار، موفق شده ايد خود را به زور، به عنوان فردي حرفه اي و كار آشنا در چشم آنها نشان دهيد يا اينكه بي سوادي خود را به نمايش گذاشته ايد؟

حالا بروید به اینجا و این مطلب را ببینید:

داستان از آنجا شروع شد كه قرار بود روز پنجشنبه 140 فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي ارتش، تمرين نهايي خود را براي اجراي برنامه اصلي رژه روز ارتش انجام دهند. از ساعت 7 صبح عكاسي را روي باند شماره 1 فرودگاه مهر آباد آغاز و ساعت 12 ظهر به اتمام رساندم. از آنجا كه تنها خبرگزاري حاضر در اين برنامه، خبرگزاري فارس بود و اين تصاوير براي رسانه ام اهميت بسزايي داشت، بلافاصله پس از رسيدن به خبرگزاري (با سرعتي كه لازمه هميشگي مخابره خبر براي هر رسانه ايست) دست به كار اديت و آماده كردن عكس هايم شدم. غبار آزار دهنده اي روي CCD دوربين ام جمع شده بود و لازم بود طبق معمول حذف شود. بنا بر اين، جدا از اديت عادي عكس هايم، بايد دانه دانه، ذرات گرد و غبار را هم از روي عكس ها استامپ مي كردم و با همان وقت كم، گزارش تصويري را هم آماده ارسال كنم.

اصل عکس و غبار ها را ببینید:

اين كار باعث شد بدون آنكه متوجه شوم ابزار استامپ روي عكس كشيده شود و يك دم اضافی در جايي نامربوط بين زمين و آسمان روي هواپيما كپي شود. با توجه به اين توضيح مي خواهم چند نكته را ذكر كنم:

اولا، همه همكاران با بنده و كارم آشنا هستند و نيازي نيست پيرامون چنين مساله واضح و بي ارزشي توضيح دهم. گواه آن هم همين كه بعضي، از آنجا كه در يافتن بهانه اي براي زير سوال بردن كار من در تمام اين سالها ناكام مانده اند، براي تحقق هدفشان، به خود زني هنري روي آورده اند!

دوما، اين هواپيما (ميگ 29) معروف تر از آن است كه كسي آنرا نشناسد و نيازي نيست من بخواهم دم هاي آنرا از دو عدد به سه عدد افزايش دهم و آب هم از آب تكان نخورد.

سوما، بنده اگر هم بخواهم چنين كار احمقانه اي انجام دهم، آنقدر فوتوشاپ بلد هستم كه چنان دمي اضافه كنم، تو گويي اين هواپيما از روز اول با سه دم ساخته شده است. نه آنكه دم سوم را بين زمين و آسمان رها كنم و تازه نصف بالاي آن را هم بخورم.

چهارما، مگر هواپيماي جنگنده، ماهي قرمز سفره هفت سين است كه بگويم سه دمه اش ناز تر است و هي دم به آن اضافه كنم تا عكس خوشگل تر شود؟

پنجما، راه براي معروف شدن خيلي زياد هست. زياد تر از اين ها كه من بيايم دم روي جنگده مونتاژ كنم تا معروف شوم و آن يكي بيايد و گاف اديت را، (آگاهانه) در وبلاگش دستكاري فوتوشاپي بنامد، تا موضوعي جديد تر از گلداني كه تازه خريده و فلوتي كه قبلا فروخته و انگشتي  كه چند ساعت پيش جراحي كرده را منعكس كند و هم مخاطب اش را از خماري خارج و هم تارنمايش را معروف و آنرا به سالن گفتگويي پر رونق تبديل كند!

ششما، اين اتفاق، واقعيت مهمي را به من ثابت كرد. خداي بزرگ را شكر مي كنم كه به لطف عنايت اش و تلاش خودم، آنقدر در كارم موفق و معروف شده ام كه كساني بخواهند با بهانه هايي كه حتي خودشان هم مي دانند واهي است خود را به آب و آتش  بزنند تا بلكه بتوانند مرا به لجن بكشند. ولي همه مي دانند كه كارهايي از اين دست، همواره نتيجه عكس مي دهد و خواهد داد.  

 



لينک ثابت| عكس : علی رفیعی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:1      

 
 

عليسکوپ وسيله اي است بسيار شبيه به تلسکوپ، با اين تفاوت که تلسکوپ ابزاري براي رصد اجرام آسماني است اما عليسکوپ وسيله اي براي رصد علي !
 
لينك دوستان

 حسين فاطمي
 ته خط
 پيام برازجاني
 نيما ديماري
 آرمين كرمي
 آرمان تیمور 1
 آرمان تیمور 2
 مهدي كاوه اي
 محمدرضا عباسي
 صادق كرده
 خليل جوادي
 ماه تلخ
 مجيد جمشيدي
 عليرضا ذاكري
 حميدرضا نيكومرام
 مصطفی معراجی
 فاضله بورونی
 آرزو فيروزفر
 ايران بانو
 سيد احسان موسوي
 مهدی فرهمند
 امين نظري
 هوفليا
 سجاد آريان
 مصطفا خلجي
 ميلاد پيامي
 حامد حق دوست
 حیدر رضایی
 محمدرضا علي‌مددي
 مرگ بر سانسور
 علي آقاربيع
 محمد خيرخواه
 حسن سربخشيان
 قادر عاقلي
 ابوالفضل سلمانزاده
 حميد سعيدي
 امير خلوصي
 سامان اقوامي
 آرش خاموشي
 يلدا-مهدي
 جواد مقيمي
 بابك برزويه
 مهدي مريزاد
 منصوره معتمدي
 گلناز بهشتي
 سيد محسن سجادي
 حسین اینانلو
 مرتضی مصباح راد
 رئوف محسنی
 نرگس نيك‌ضمير
 خبرنگار زن ايراني
 دلیر مردوخی
 اتاق آبي من
 علي جورابچي
 هومن خاني پور
 بیــــا ایــــنجـــــا
 مهکام امیرفخری
 صادق ذباح
 محمد زائرنيا
 سجاد روشني
 سعيد نجفی
 جواد پولادی
 عليرضا تجويدي
 آرمین کرمی
 كوچه نادري
 علیرضا صمدی
 farsphoto
 stevemccurry
 jamesnachtwey
 viiphoto
 magnumphotos
 noorimages
 mediastorm
 zoriah
 

 
آرشيو

  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  بهمن 1387
  دی 1387
  آذر 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386
  آذر 1386
  آبان 1386